خوب دیگه امروز پس از گذشت روزهای سرد امتحانات و پس از خراب کردن آخرین امتحان (مثل باقی امتحانات
) تمام بعد از ظهرم رو به عوض کردن آب آکواریوم ماهی های بیچارم که چند ماهه عوض نشده بود اختصاص دادم. البته به غیر از اون چند ساعتی که خوابیدم. خوب الان احساس سبکی، آرامش و پرواز دارم. پرواز به کجا؟ به جایی که هر کسی نتونه بپره اونجا .. حالا دیگه میتونم پس از مدتی کتابای قشنگی که دوست دارم رو بخونم. یه مسافرت کوچولو هم بد نیست. ببینم میشه باز به ماموریتی چیزی بریم تهران یک حال و هوایی عوض کنیم. آخه یکی نیست بگه تهرانم جای حال و هوا عوض کردنه؟ خوب مگه چشه؟! چه هوای صاف چه هوای دودی بالاخره آب و هوا که عوض میشه .. مهم هم همینه! البته خودمونیم ها یه نگاه به لیست دوستان که میکنم میبینم در بیشتر مراکز استان ها یه رفیق داریم که اگه بریم پیشش خجالتمون بده البته خوب مجردی که نمیشه مزاحم مردم شد. ان شا الله یه موقش.
خدا رو شکر سعی کردم همیشه طوری زندگی کنم که با هر جور اندیشه ای کنار بیام و اساس من در انتخاب دوست رفتار انسانی و احسانی و بشر دوستانه افراد است. البته فکر نکنید منم مثل آمریکا فقط شعار میدم .. وای فردا شد و من هنوز اینجا نشستم. برم امشب رو راحت بخوابم و حالشو ببرم تا تلافی شبای پیش در بیاد.