[ و ابو جحیفه گوید از امیر المؤمنین ( ع ) شنیدم که مى‏گفت : ] نخست درجه از جهاد که از آن باز مى‏مانید ، جهاد با دستهاتان بود ، پس جهاد با زبان ، سپس جهاد با دلهاتان ، و آن که به دل کار نیکى را نستاید و کار زشت او را ناخوش نیاید ، طبیعتش دگرگون شود چنانکه پستى وى بلند شود و بلندیش سرنگون زشتیهایش آشکار و نیکوییهایش ناپدیدار . [نهج البلاغه]

خانه | ارتباط | مدیریت | درباره من | بازدید امروز:6

جودی :: جمعه 27 آبان 1384:: 12:35 عصر

محبوب من
رد پای مهر تو بر قلب گِلی من جای افتاده است.
بی تابم و منتظر ...


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 30 بهمن 1383:: 10:4 عصر

آه ای خدایا...! این همه بی تابی از برای چیست؟ این همه غم و اندوه از برای چیست؟ گریه پیر و جوان؟ آسمان و زمین؟ ماه و خورشید؟ از برای چیست؟ آه خدای من...! گویی خداوند این روز را روز عزا اعلام کرده است! از جامدات و جانداران همه غرق در ماتمند! حتی مرا هم اشک مجال نوشتن نمیدهد! گویی همه عاشقند! عاشق! گویی همه در عشق فروزان شده اند! همه آتش فشان دلشان فوران کرده است! خدایا آن معشوق کیست که این همه عاشق برای او پر و بال میزنند و در شمع وجودش میسوزند.
آری! و فریادی که آرام در گوشم زمزمه میشود: این حسین است! این حسین است که شب و روز را یکی کرده است! این حسین است که زمین و آسمان را یکپارچه ساخته است! این حسین است که دل ها را بی قرار ساخته است! این حسین است که پروانگان عاشقش را در آتش عشقش میسوزاند! آری! این حسین است! حسینی که حتی خدا را عاشق خود کرده است! حسینی که حتی خدا را برای وصالش بیقرارکرده است!
خدایا ...! خدایا...! تو خوشبخت ترین عاشقان عالمی!  خدایا تحمل عشق برای تو چه آسان است! چرا که تو از عاقبت عشق خود با خبری! چرا که تو میدانی  که آخر به معشوقت خواهی رسید. اما خدای من! من چطور میتوانم صبر کنم؟ خدایا من که از عاقبت عشق خود بی خبرم چطور؟ چطور بی تابی نکنم؟ چطور در عشق به معشوقم نسوزم در حالیکه نمیدانم که آخر به معشوقم خواهم رسید؟ خدایا من چطور برای رسیدن به تو صبر کنم در حالیکه از عاقبت خود بی خبرم؟ چطور صبر کنم در حالیکه نمیدانم که آخر خدایم را در آغوش خواهم گرفت یا نه؟! آیا آخر به مولا و سرورم خواهم رسید یا نه؟ خدایا من فقط تو را پاداش صبرم میخواهم! خدایا فقط وصال معشوق عاشق را به رضا میرساند! خدایا فقط وصال توست که مرا آرام می کند! خدایا فقط وصال تو...!



بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 16 بهمن 1383:: 6:45 عصر


خدایا این همه منو به هوای کارت اینترنت روز جمعه تو خیابون راه بردی فقط واسه اینکه بنده در راه موندتو سر راه من بذاری؟ الهی قربونت بشم! بگردم اون بزرگی و کرمتو! خداجون آخرش که من کارت اینترنت گیرم نیومد ولی خودت مثل همیشه هوای ما رو داشته باش! خداجونم دفعه اولی نیست که به بنده در راه موندت کمک میکنم. تو هم به من در راه مونده کمک کن! خدایا من در راه عشق تو موندم! خدایا خودت کمکم کن تا به مقصدم برسم! خداجون با تمام وجودم اینو ازت میخوام! کاش میشد دونه های اشکم رو هم بنویسم! خدایا کاش خودت گونه های خیسم رو با دستت خشک میکردی! خدایا کاش میتونستم این قطره های اشک رو جمع کنم تا در روز محشر اونا رو بهت بدم! خدای من عزیز من مولای من عشق من عشق من عشق من...!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: سه‏شنبه 6 بهمن 1383:: 9:40 عصر

نمیدونم چم شده! سرگردون شدم! دنبال یه نقطه شروع میگردم. یه نقطه آغاز. یه جایی که نقطه صفر باشه و بتونم همچین درست و حسابی حرکت ادامه زندگیمو شروع کنم! با کمربند ایمنی و ترمز ABS و کیسه هوا و سیستم هشدار دهنده. مخصوصا این یکی آخری. وقتی سرعتم از حد مجاز بالاتر بره بهم هشدار بده. همینطور وقتی میخوام از مسیر خارح بشم هم بهم هشدار بده! (شما از مسیر اصلی خارج شدید) و بعد با فشار یک دکمه به مسیر اصلی برگرده!
وای خدا جونم دلم خیلی واست تنگ شده همچین یه چند وقتی میشه درست حسابی باهات حال نکردم! جلوت دو زانو نزدم و یک یه ساعتی زار زار گریه کنم. همش گریه های چند دقیقه بوده! خدا جونم فکر کنم همچین تو هم بدت نمیاد من به پات بیفتم و التماست کنم!
وای خدایی من دلم میخواد اونقدر بیام بالا و بیام بالا تا آسمون هفتم. تا که دیگه بین من و تو حتی سروش هم نباشه. بعد دستت رو بکشی روی سرم و نوازشم بدی و منم در آغوش گرمت لالا بشم و این خواب ناز برای همیشه ادامه داشته باشه!
وای خدای من عزیز من دلم میخواد طوری باشم که دیگه چشام غیر تو رو نبینه، دیگه گوشام غیر تو رو نشنوه، دیگه زبونم غیر از حرف تو رو نزنه، دیگه دستم کاری که برای تو نباشه نکنه، دیگه پاهام به راهی که به تو ختم نشه نره و دیگه قلبم عشقی که برای تو نباشه رو در خودش راه نده!
محبوب من این عشق پاک من رو بپذیر و من رو به حریم قدسی خودت راه بده!
خداجون! خدایی من! حتما تو هم میگی چه بنده گستاخی دارم که حد خودش رو نمی شناسه! فدات بشم تو که دیگه از درون من خبر داری! خودت این دل منو ساختی! خودت به من آموختی که چطور زیبایی ها رو ببینم و به اونها عشق بورزم! پس خدایم عاشقان را غم مده! عاشقان را غم مده!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 2 بهمن 1383:: 1:10 عصر

تقدیم به دوستان عزیزم! 

کعبه آرزوی عاشقان


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

::اوقات شرعی به افق مشهد::
::تعداد کل بازدیدها::

23239

:: ترانه ::



::دوستان راز دل::
سنگ صبور
مســافــر
بهارستان
حریـم دل
تیـــــراژه
آدمک ها
مـدیـنــــــه
هزاردستان
شب مهتابی
دوستان همدم
میترا خدای مهر
انجمن تفکر مبانی
یاد یاران سفر کرده بخیر
حرف هایی که بردل ماند
یادداشتهای پراکنده یک حوان
::وبلاگ های مفید::

دکتر علیداود پارسا

مهندس موبایل

::جستجوی دل::
:جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

::لوگوی راز دل::
راز دل
::اشتراک گاهنامه راز دل::

نام:

ایمیل:

 
::آرشیو راز دل::