دل ها بر دوستی آن که به آنها نیکی کند و دشمنی آن که بدان ها بدی کند، سرشته شده است . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

خانه | ارتباط | مدیریت | درباره من | بازدید امروز:6
   1   2      >

جودی :: پنجشنبه 20 اسفند 1383:: 7:16 صبح

چقدر احساس خوشبختی می کنم! خیلی زیاد. وقتی فکرش رو می کنم که نسبت به خیلی از جوونای هم سن و سال خودم حال و روز خیلی بهتری دارم واقعا احساس خوشبختی می کنم و خدا رو سپاسگذار میشم. خدای من شکرت! خدای عزیزم شکرت! به خاطر تمام نعمتهای قشنگی که به من دادی شکرت! به خاطر تمام چیزهایی که من ازت خواستم ولی تو به خاطر خود من بهم ندادیشون شکرت! خیلی خوشحالم که مثل خیلی از جوونا بیکار نیستم و برای تمام ساعات روزم برنامه دارم به طوریکه دچار کمبود وقت هم میشم! گلیم خودمو میتونم از آب بیرون بکشم و میتونم هزینه قبض تلفن همراه و ثابتم رو خودم بپردازم و برای خودم لباس بخرم و چشمم به پول بابام نباشه! کم سواد نیستم، خوشحالم که افراد هم سن و سالم منو استاد صدا می کنند، خوشحالم که میتونم به راحتی و به خوبی عده ای رو مدیریت کنم. میتونم به راحتی پیشرفت و ترقی کنم. میتونم برای رسیدن به اهدافم سماجت کنم و بالاخره از ما حرکت از خدا برکت! صداقت رو در تمام زندگیم بکار ببرم و به راحتی مورد اعتماد و اطمینان دیگران قرار بگیرم و البته خدا رو شکر که آدم بی جنبه ای نیستم که از این اعتماد سوء استفاده کنم! خدا رو شکر! خدا رو شکر آدمی نیستم که کسی بتونه منو زیر سلطه خودش بگیره و هر چی میخواد بهم امرو نهی کنه! آدمی نیستم که در برابر مظلومان و پایین دستان مغرور باشم و احساس برتری کنم! آدمی نیستم که بخشش و بخشایش در وجودش رنگی نداره! خدا رو صد هزار بار شکر! زندگی شیزینی دارم پر از مشکلات شیرین و بیاد ماندنی، پر از خاطرات زیبای جوانی، تلاشها و کوششها و پیروزیها و صبرها در برابر مشکلات! خوشحالم که دیگران مشکلاتشون رو با من در میون میذارن و راهنمایی میخوان! خوشحالم که دوستای خوبی دارم که خدا اونا رو در مسیر زندگی من قرار داد و خودم اونها رو انتخاب کردم! دوستایی که منو با تمام اخلاقهای بدم پذیرفتن. دوستای خوب و عزیزی که با هم کار میکنیم، تفریح میکنیم، دسته جمعی بیرون شهر میریم و همه دوستدار علم و دانشیم! عاشق تحقیق و پژوهش و یادگیری و یاد دادن! کتاب رو دوست داریم و از اون مثل یک شئ گرونقیمت مراقبت میکنیم!
و همه اینها به خاطر اینه که من خدایی دارم و خدایم رو دوست میدارم و خدایم هم منو از خودم بیشتر دوست میداره پس دیگه چه غمی دارم؟! من خوشبختم!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: پنجشنبه 13 اسفند 1383:: 9:20 صبح







بشنو از نی چون حکایت می کند
کز نیستان تا مرا ببریده اند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش
من به هر جمعیتی نالان شدم
هر کسی از ظنّ خود شد یار من
سِرِّ من از ناله من دور نیست
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
آتش است این بانگ نای و نیست باد
آتش عشق است کاندر نی فتاد
نی حریف هر که از یاری برید
همچو نی زهری و تریاقی که دید
نی حدیث راه پر خون می کند
محرم این هوش جز بیهوش نیست
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
درنیابد حال پخته هیچ خام
بند بگسل باش آزاد ای پسر
گر بریزی بحر را در کوزه ای
کوزه چشم حریصان پر نشد
هر که را جامه ز عشقی چاک شد
شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای دوای نخوت و ناموس ما
جسم خاک از عشق بر افلاک شد
عشق جانِ طُور آمد عاشقا
با لب دمساز خود گر جفتمی
هر که او از هم زبانی شد جدا
چونکه گل رفت و گلستان در گذشت
جمله معشوق است و عاشق پرده ای
چون نباشد عشق را پروای او
من چگونه هوش دارم پیش و پس
عشق خواهد کاین سخن بیرون بود
آینه ات دانی چرا غمّاز نیست
بشنوید ای دوستان این داستان

از جداییها شکایت می کند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند
تا بگویم شرح درد اشتیاق
باز جوید روزگار وصل خویش
جفت بدحالان و خوش حالان شدم
از درون من نجُست اسرار من
لیک چشم و گوش را آن نور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست
هر که این آتش ندارد نیست باد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
پرده هایش پرده های ما درید
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید
قصه های عشق مجنون می کند
مر زبان را مشتری جز گوش نیست
روزها با سوز ها همراه شد
تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست
هر که بی روزی است روزش دیر شد
پس سخن کوتاه باید والسلام
چند باشی بند سیم و بند زر
چند گنجد قسمت یک روزه ای
تا صدف قانع نشد پُر دُر نشد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد
ای طبیب جمله علّتهای ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
کوه در رقص آمد و چالاک شد
طور مست و خَرَّ موسی صاعقا
همچو نی من گفتنیها گفتمی
بی زبان شد گر چه دارد صد نوا
نشنوی زآن پس ز بلبل سر گذشت
زنده معشوق است و عاشق مرده ای
او چو مرغی ماند بی پر، وای او
چون نباشد نور یارم پیش و پس
آینه غمّاز نَبْوَد چون بُوَد
زآنکه غمّاز از رُخَش ممتاز نیست
خود حقیقت نقد حال ماست آن


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 9 اسفند 1383:: 6:47 صبح

و امروز مشهد در ماتم از دست دادن عزیزی فرو رفته است! و این بار آیت الله عبادی (ره)! کاش بسیاری قدر این مرد نازنین رو میدونستن! کاش غیبت های زیادی پشت سرش نمی شنیدم! آن هم از طرف مردم ساده لوحی که بدون فکر کردن فقط حرف این و آن را می پذیرند و چنان بر روی آن پا فشاری میکنند که گویی نظر و عقیده قلبی خودشان است! خدایا با وجود چنین افراد ساده لوحی چقدر دوستان تو باید صبر داشته باشند! من بارها و بارها پای صحبت های او نشسته بودم! او را تا حدی میشناختم! چقدر این مرد همین مردم رو که پشت سرش حرف میزدند دوست میداشت! همیشه در صحبتهایش در باره خوبیها و شجاعتهای مردم صحبت می کرد و بی اختیار اشک می ریخت و می گریست! من هم وقتی خبر عروجش را شنیدم بی اختیار اشک ریختم و برایش آرزوی آمرزش کردم! خدایش بیامرزتش و او را با جدش حسین (علیه السلام) محشور نماید! آمین!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 2 اسفند 1383:: 6:59 عصر


یا رَبَّ الْحُسَیْن
بحَقِّ الْحُسَیْن
إشْفِ صَدْرَ الْحُسَیْن
بظُهوُر الْحُجَّة


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: چهارشنبه 28 بهمن 1383:: 3:36 صبح

خدایـــــا
تو را شکـر...


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: شنبه 24 بهمن 1383:: 7:24 صبح


ای خدا چرا مردم اینجورین؟ چرا هر کس فقط به فکر خودشه؟ چرا همه فقط پول رو دوست دارن؟ چرا بعضی ها به خاطر پول حتی به دوستانشون هم خیانت می کنن؟ چرا بعضی ها به خاطر پولی که از اجدادشون به اونا ارث رسیده اینقدر اجساس غرور دارن و خودشون رو برتر از دیگران میدونن؟ چرا بعضی ها فکر میکنن که می تونن با پولشون همه چیز و همه کس رو بخرن؟ آخ که چقدر از اینطور آدما بدم میاد! چرا بعضی ها وقتی پول بیت المال رو میخورن اینقدر لذت می برن و اصلا ککشون هم نمیگزه؟ چرا بعضی ها وقتی قدرت ومقامی دارن تازه اونم موقتی اینقدر مغرور میشن که فکر میکنن میتونن به همه دستور بدن و برای همه تعیین تکلیف کنن مثلا چرا باید راننده اتوبوس واحد فکر کنه که اتوبوس ارث باباشه و هر طور که بخواد میتونه با مسافر رفتار کنه؟ آخ که چقدر از این تیپ آدما هم بدم میاد! چرا بعضی ها چشم ندارن پیشرفت دیگران رو ببینن و هر کاری از دستشون بر بیاد می کنند تا زیرابه اونو بزنن؟ چرا بعضی ها برای پیشرفت خودشون از شونه های دیگران بالا میرن و اونا رو زیر دست و پاشون له می کنن؟ چرا وقتی به دوستان میگی مردم چرا اینجورین میگن تو زیادی خوبی؟ مگه زیادی خوب هم داریم؟ مگه حتما باید همه کمی هم بد باشن؟ کمی دروغ بگن و کلاه سر این و اون بذارن؟ آخ گفتم دروغ! چرا بعضی ها سر موضوعات بی ارزش حتی به دوستانشون هم دروغ میگن؟ چرا باید افراد کاری بکنن که بعد به خاطر ترس از عاقبت و نتیجه کارشون دروغ بگن؟ آخ که چقدر از دروغ بدم میاد! چرا بعضی ها به جای اینکه فکرشون رو بکار بندازن اینقدر دهن بین هستن؟ چرا بعضی ها اینقدر ترسو هستند که به خاطر ترسشون نه تنها از حق خودشون میگذرن بلکه حق رو هم زیر پا میذارن؟ آخ که چقدر از اینجور افراد بیزارم! چرا بعضی ها آدمای خوب رو به چشم افراد ساده و نافهمی میبینن که میشه سرشون رو کلاه گذاشت و از اونا سوء استفاده کرد؟ چرا بعضی ها قدر خوبی دیگران رو نمیدونن؟ چرا بعضی ها خوبی کردن رو نوبتی میدونن و انتظار دارن دفعه بعد دیگران به اونا خوبی کنن؟ چرا بعضی ها فقط از روی حرف دیگران و بدون تحقیق تو روی دوستشون می ایستن و اون رو به خاطر کاری که انجام نداده سرزنش میکنن حتی با کلماتی رکیک و زننده؟ نچ نچ وای وای! چرا وقتی کمی با یک نفر خوب رفتار میکنی فکر میکنه که عاشقش شدی و زود پشت سرت شایعه درست میکنه که فلانی از من خوشش میاد؟ چه افراد بی جنبه و چیز ندیده ای! چرا کسی رو که دوسش داری و اینو بهش میگی از دستت ناراحت میشه و فکر میکنه که از حد خودت خارج شدی؟ مگه دوست داشتن جرمه؟ یا نکنه بعضی ها دوست داشتن رو فقط برای خودشون میدونن؟ یا نکنه اونقدر غرورشون زیاده که تو رو آدم حساب نمی کنن که بخوای دوستشون داشته باشی؟ ولی من که بازم دوسشون دارم چون که به خودم مطمئنم و میدونم اگه کسی رو دوسش دارم حتما ارزش و لیاقت دل منو داره! چرا بعضی ها حتما باید گریه یک مرد رو در بیارن تا خیالشون راحت بشه و لذت ببرن؟ چرا بعضی ها فکر میکنن که همه چیز رو بهتر می فهمن و یا اینکه تجربشون بیشتره و یا اینکه چهار تا پیرهن بیشتر پاره کردن در حالیکه اشتباه تو کارا و تصمیماشون زیاد دارن؟ چرا بعضی ها سیگار میکشن و از اون خوششون میاد؟ چرا بعضی ها به سیگارشون بیشتر از دوستشون ارزش میدن که حتی حاضرن به خاطر اون از دوستشون بگذرن؟ اگه میخواین دوستتون رو امتحان کنین جلوی چشماش سیگارشو خرد کنین و بعد اونو زیر پاتون له کنین بعد میبینین که دیگه نگاه نمیکنه که کی جلوش ایستاده! چرا بعضی ها به افرادی که ریش پرفسوری میذارن یه جورایی نگاه میکنن و به اونا تیکه میندازن؟ چرا بعضی ها ....؟ چرا بعضی ها ....؟ چرا بعضی ها ....؟ و بالاخره چرا بعضی ها اینقدر خوبن و اینقدر به فکر دیگران هستن و همیشه به خواسته دیگران بیشتر اهمیت میدن و کینه هیچ کسی رو تو دلشون نگه نمیدارن و رفتار بد دیگران رو بدون قصد و منظور و نسنجیده میگیرن و اونا رو میبخشن و همه چیز رو با دید مثبت نگاه میکنن در حالیکه اطرافیانشون مثل چراها و بعضی های بالا هستن؟ چرا؟ خدایا به تو پناه میبرم که تو پناهگاهی در هر دو عالم!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: پنجشنبه 22 بهمن 1383:: 8:20 عصر


نمیدونید امروز چه کیفی کردم! دو تا از بهترین دوستام که من چند وقتی بود که ندیده بودمشون مخصوصا یکیشون که خارج از کشور و هر چند ماه یکبار میاد و به ما سر میزنه اومده بودن دبدنم! با هم سوار ماشین شدیم و رفتیم تو برفا سرسره بازی! چه حالی کردیم. نوبتی می شستیم پشت ماشین و رو برفا گازو میگرفتیم و بعدش یک دفعه ترمز دستی!!! جاتون خالی. یکبارم نزدیک بود چپ کنیم که خدا رو شکر بخیر گذشت. البته رفته بودیم یه جای خلوت که هم برفش بیشتر باشه و هم اینکه مزاحم دیگران نباشیم. (توصیه ایمنی: لطفا شما از این کارای خطرناک نکنید.) منم دفعه اولم بود که از این کارا میکردم. ماشاالله واسه بار اول (شایدم آخر. شطرنجی شدم: امان از دست دوست ناباب) همچین بدم نبود!
چقدر آدم احساس آرامش می کنه وقتی لحظاتی رو در کنار بهترین دوستانش بسر میبره! لحظات شیرین و بیاد ماندنی جوانی! اینقدر گرفتاری مردم زیاد شده که همه بهونه ای برای سر نزدن به دوستاشون دارن! خیلی بده خیلی بد! یادش بخیر ما لااقل هفته ای یکبار با هم میرفتیم بیرون! میرفتیم کوه و برای یک روزم که شده مشکلات رو فراموش میکردیم! هی جوانی کجایی که یادت بخیر...!!!


جوانی کجایی که یادت بخیر
                                                       لحظه ی شیرین با هم بودن بخیر
جوانی کجایی که دل شد بی قرار 
                                                      خنده زیبای دوستان شد از ذهن فرار
جوانی کجایی بیا دستم بگیر
                                                     ز شوق من و دوستان عکسی بگیر
جوانی کجایی که یادت بخیر 
                                                       لحظه ی شیرین با هم بودن بخیر


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: چهارشنبه 21 بهمن 1383:: 9:25 عصر

الله اکبــــر
الله اکبــــر
الله اکبــــر


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: شنبه 17 بهمن 1383:: 11:40 عصر

آهنگ «خدا تو را نگهدار» رو تقدیم می کنم به یکی از بهترین دوستانم که همیشه در خاطرم زنده خواهد ماند! مهربونم لحظه ای رنگ آتش محبت تو در دلم کمرنگ نخواهد شد حتی لحظه ای که خورشید هستی و بودن غروب کند!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 16 بهمن 1383:: 6:42 عصر


میدونید من چرا این وبلاگ رو زدم؟ در حقیقت من این وبلاگ رو زدم تا هر چی که تو دلم هست رو اینجا بنویسم! هر چی که دلم میخواد تا به یک کوه بگم و اونم جوابم رو نده! یعنی حرف خودم رو بازتاب نکنه! یعنی درست به قدرت کوه اما به رازداری آسمان! تا حالا فکر کردین که این آسمان چقدر راز نگه داره! طفلی هر چی سرش داد میزنی به هیچ کی نمیگه. واقعا وجود یک همچین دوستایی راز دار مثل آسمان اما به قدرت و استقامت کوه چقدر در زندگی انسان مفیدند! من که هنوز یک همچین کسی رو پیدا نکردم. البته خوب، میشه گفت خدا که هست! هم از کوه قویتره و هم از آسمان راز نگه دارتر. اما مشکل اینجاست که خیلی وقتها مخاطب من خداست و من هم که نمیتونم تو دلم با خدا صحبت کنم چون اینطوری که حال نمیده و یا اینکه بلند بلند با اون صحبت کنم چون اونطوری هم آدم احساس آرامش نمیکنه تازه امنیت هم نداره یا به قول بروبچ سکیوریتیش(security) پایینه و زود هک میشه! وخلاصه اینکه این راه رو - وبلاگ رو میگم - از یک دوست مشابه خودم یاد گرفتم! اینجا دیگه هر چقدر بخوام میتونم حرف بزنم با هر لحنی که بخوام و بتونه منو اروم کنه! اون اولا میخواستم لینک نظرخواهی رو هم بردارم اما گفتم شاید اینطوری هم خودم رو بهتر بشناسم و هم اونایی که همدرد من هستن که واقعا هم خوب شد که این کار رو نکردم چون با همین نظرا با وبلاگهایی آشنا شدم که..... و به من آرامش میدن!با نوشتن این جمله آخری اشکم در اومد!
ای خدای مهربونم! ازت ممنونم. خدا جون من الان خیلی بهت احتیاج دارم. خداجون اگه اونی که دلم میخواد بشه، چی میشه!!! زندگی من دچار یک تغییر و تحول بزرگی میشه! خداجون خواهش میکنم در این مرد گناهای منو در نظر نگیر! خواهش میکنم خدا جون! یــــــــا ارحـــــــم الراحمیـــــــــن!
اما خدا جون من بازم راضیم به رضای تو. تو هر چه صلاح من میدونی همون رو واسم مقرر کن. من با ذهن کوچک خودم حاجتم رو از تو میخوام و تو دانایی و عالم. پس همون که صلاح میدونی!
و باز یاد این بیت شعر افتادم:



خدایا چنان کن سرانجام ما                       تو خشنود باشی و ما رستگار



بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: سه‏شنبه 13 بهمن 1383:: 6:49 صبح


از بس گفتین زود زود آپدیت می کنی چشمم کردین! خوب البته شما که چشمم نکردین. اون دو سه روز تعطیلی وقتم بیشتر بود تونستم بیشتر پست بفرستم و دوباره با شروع روز کاری، روز از نو و روزی از نو!
دیروز دوباره جلسه داشتیم. ای بابا اینا هم کشتن ما رو از بس جلسه بیخود میذارن و وقت ما رو هدر میدن! هی جلسه و هی نظر و هی پیشنهاد ولی به هیچ کدومش عمل نمیشه! من نمیدونم واقعا این مسؤولین ما چرا به وظایفشون درست عمل نمیکنن! خوب معلوم دیگه چون میترسن که پست و مقامشون رو از دست بدن! هی میخوای سیاسی نشه باز نمیشه! اما خوب اینا که آخه سیاسی نیست پول بیت المال رو دارن هدر میدن. آخه نمیگن تو اون دنیا چطور میخوان جواب بدن! ای خدا خودت به داد هممون برس! البته خوب جلسه امروز یکم مفید بود چون موضوعاتش به ما بر می گشت و ما هم که جوونای فعال دیگه همچین وقت رو هدر ندادیم و یک مقدار از برنامه های سال 84 رو ردیف کردیم! باقیش هم ان شا الله در جلسه بعدی!
آخیـــــــش! چقدر جوش آورده بودم ها! انگار که آب سرد تو رادیاتورم ریختن!
میدونید داشتم فکر میکردم که ما هر وقت که گناه می کنیم و اون گناه باعث میشه که از خدا دور بشیم دیگه حتی واسه نوشتن یک یادداشت تو وبلاگ هم چیزی به فکرمون نمیرسه! منظورم چیزی که به خدا بر گرده و واقعا از ته دل باشه! و واقعا این به من اثبات شده که اشتباه و خطا در مورد معشوق باعث دوری از اون میشه! خدا جونم، منو به خاطر گناهایی که از روی جهلم نسبت به جلال و بزرگی تو انجام میدم ببخش! یاد وقتایی افتادم که در برابر عظمت خدا دست التماس بلند می کنیم و ناله «الهی العفو» سر میدیم! الهی العفو! الهی العفو! الهی العفو.....!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: شنبه 10 بهمن 1383:: 6:28 صبح


« خدایا دوستان او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار، محبوب بدار آن کس که او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد و یارانش را یاری کن و آنان که او را یاری نکنن یاری نکن و حق را همواره همراه او بدار و او را از حق جدا مگردان »


و این دعایی بود که پیامبر عزیز اسلام در غدیر خم در حق علی (ع) فرمود.
و در آن روز آیه ای این چنین بر پیامبر نازل گشت(آیه 3 سوره مائده) : « امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین جاویدان شما پدیرفتم»


سند حدیث غدیر آنچنان محکم است که هیچ کس نمی تواند آن را انکار کند و علامه امینی در کتاب «الغدیر» خود، این حدیث را از 110 نفر از صحابه و 84 نفر از تابعین از کتابهای مورد اعتماد اهل سنت نقل نموده است.
و حال اینکه همه ما میدانیم که پس از پیامبر(ص) با علی و خاندان او چه کردند! جای بسی درد و اندوه است!


کس را چه زور و زهره که وصف علی کند                                     
                                                                    جبار در مناقب او گفته هل اتی
زور آزمای قلعه خیبر که بند او                                                   
                                                                   در یکدگر شکست به بازوی لافتی
مردی که در مصاف زره پیش بسته بود                                      
                                                                    تا پیش دشمنان ندهد پشت بر غرا
شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود                                             
                                                                  جانبخش در نماز و جهان سوز در وغا
دیباچه مروت و سلطان معرفت                                                   
                                                                  لشگرکش فتوت و سردار اتقیا
فردا که مردمان به شفیعی زنند دست                                        
                                                                  مائیم و دست و دامن معصوم مرتضی


عید غدیر بر همه شما دوستان عزیزم مبارک! امیدوارم همیشه با یاد علی زندگی کنید و خوشبخت باشید! دوسستتون دارم!  


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 9 بهمن 1383:: 6:18 صبح

اسلام علیک یا اباصالح المهدی
ادرکنی
عجل علی ظهورک
روحی فداک
متی ترانا و نراک


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: پنجشنبه 8 بهمن 1383:: 11:48 عصر


امشب رفتم حرم! پیش امام رضا. رفتم تا سلام همه شما عزیزان رو بهش برسونم! رفتم تا بهش بگم چقدر عاشق دلشون میخواد که برای ساعتی پیش اون باشن! برای ساعتی با اون درد دل کنن و راز دلشون رو بگن! از طرف همتون سلام دادم و به نیابت همتون نماز زیارت خوندم!ان شاالله که خدا قبول کنه! دل خودمم گرفته بود. رفتم و یه صفایی بهش دادم! هوا امشب اینجا خیلی سرد خیلی! با لباس و کلاه و دستکش و شالگردنم یخ میزنی!
تو حرم روبروی ضریح امام ایستادم و سلام همه رو بهش رسوندم! از امام رضا خواستم همتون رو بطلبه! ازش خواستم به همتون عیدی بده! هر چی باشه عید غدیر سید ها عیدی میدن!
کلی باهاش حرف زدم و ازش خواستم که از خدا بخواد همتون و البته هممون حاجاتمون برآورده بشه!
نمیدونید چقدر امشب حرم زیبا بود! به خاطر عید چراغونی کرده بودن! همه جا نور بود و زیبایی! بله زیبایی! از امام رضا خواستم تا همتون رو بطلبه تا بیاید و این زیبایی و شکوه و جلال رو ببینید! این زیبایی که آدم از دیدنش سیر نمیشه رو ببینید! دقایقی رو در صحن مسجد گوهرشاد قدم زدم و مثل همیشه به ایوانها و دیوارهای مسجد نگاه میکردم! این رنگهای زیبای آبی لاجوردی و فیروزه ای که انسان رو یاد بزرگی و عظمتی بی پایان و وصف ناپذیر میندارن! انعکاس زیبای چراغها در حوض وسط صحن! و ....! و جوانهای عاشقی که در صحن روبروی ضریح ایستادن و با مولای خودشون خلوت کردن! خدایا خیلی دلم میخواد بدونم که این جوونها چی به امام رضا میگن! هرچند که اصلا به من مربوط نیست! همونطور که خودم دلم نمیخواد کسی بفهمه حتما اونا هم نمیخوان! منم این عادت رو دارم! یعنی همیشه که میرم حرم یک دور تو صحن روبروی ضریح میایستم و با امام صحبت مبکنم و امشب هم همینطور!
با تمام سکوت صحن گوهرشاد وارد صحن قدس که شدم صدای مولودی از بلندگوها به گوش میرسید که برای ایام عید برپا شده بود! دختر کوچولویی رو دیدم که چه زیبا و ناز چادر سرش کرده بود و اومده بود زیارت در حالیکه لپای نازش از سرمای هوا قرمز شده بود! وای خدا آدم اصلا دلش نمیخواد از اون جای زیبا که اینقدر احساس آرامش میکنه خارج بشه! تا میتونستم به در و دیوار خیره میشدم و از زیبایی اونا لذت میبردم!جای همتون خالی! دعا کردم خدا زیارت خونه خودشو نصیبم کنه شما هم واسم دعا کنید!


عشق وصال تو می سوزد این تنم         تا کی به انتظار در این زمانه ام


دوستان من از همتون ممنونم مخصوصا سایه به خاطر اون عکس قشنگی که واسم گذاشته بودی خیلی ازت ممنونم!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: سه‏شنبه 6 بهمن 1383:: 9:46 عصر


گاهی اوقات هوس می کنیم این خونمون رو بفروشیم و از این محل بریم اما بابا و مامان همیشه مخالفن! اما امشب دیگه خودمم به برتری این محل نسبت به جاهای دیگه پی بردم! آخه ما هر وقت از خونه بیرون میایم و میایم سر کوچه چشمون به جمال گنبد حرم روشن میشه! الهی قربون چراغای حرمت بشم امام رضا جان که اینقدر از دور قشنگن و دل آدم رو با خودشون میبرن! ما هر وقت هر جا بخوایم بریم حتما یک سلام رو به امام رضا میدیم. بابا هم هر روز صبح که میخواد بره سر کار اول یک دور میره سر کوچه تا به امام رضا سلام بده بعد میره سر کارش. اصلا خیلی اوقات دیدم واسه اینکه با ماشینش تا سه چهار تا کوچه اون ور تر هم با اینکه میشه از کوچه های فرعی هم رفت اول میره تا سر کوچه و یک سلامی به امام رضا میده و بعد مبره جایی که میخواد!
میدونید! اسم من مثل اسم پسر امام رضاست. از طرفی اسم بابا هم مثل اسم خود امام رضاست و من گاهی جسارت میکنم و امام رضا رو بابا صدا میزنم. نمیدونید چه حالی میده اصلا نمیشه گفتش! یک ذوق غریبی تمام وجودم رو فرا میگیره که دلم میخواد هیچوقت این حالت رو از دست ندم!
خوشا به حال اونایی که هر روز پیش امام رضا هستن! خوشا به حال خادمای امام رضا! خوشا به حال کبوترای امام رضا که حتی اگه بخوان بالای ضریح مقدس و مطهرشم میتونن پر بزنن! خودمونیم ها این امام رضای ما هم عجب کفتر بازه ها! شوخی کردم امام رضا جون جون جواد به دل نگیری ها!معذرت میخوام! الهی فدات بشم من! دلم تنگ شده واسه اون سه روزی که تو مسجد گوهرشاد اعتکاف کرده بودیم با کلی جوون دیگه! ماه رمضان بود! خداجون هر سال قسمت کنه! ای خدااااااااااااااااااا !هوای سرد و برفی و یخ بندون بود! کل مسجد گوهرشاد پر از برف و یخ. بیرون میرفتیم دندونامون هم میلزید و بهم میخورد! چه حالی داشت! همش نماز جماعت و بعدشم دعا! شب کمی میخوابیدیم و بعد نیمه شب بلند میشدیم و دعا و نماز شب میخووندیم! تا نماز صبح! آخرم اون جوونی که از قم با خانمش اومده بود و از ما عکس گرفت رو پیداش نکردیم عکسمون رو ازش بگیریم! با اینکه دو سه بار هم رفتیم قم! چنین خاطراتراتی که از یاد نمیرن که نیاز به عکس ندارن! خدا قسمت کنه واسه همه زیارت خونه خودشو! ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید
   1   2      >

::اوقات شرعی به افق مشهد::
::تعداد کل بازدیدها::

23239

:: ترانه ::



::دوستان راز دل::
سنگ صبور
مســافــر
بهارستان
حریـم دل
تیـــــراژه
آدمک ها
مـدیـنــــــه
هزاردستان
شب مهتابی
دوستان همدم
میترا خدای مهر
انجمن تفکر مبانی
یاد یاران سفر کرده بخیر
حرف هایی که بردل ماند
یادداشتهای پراکنده یک حوان
::وبلاگ های مفید::

دکتر علیداود پارسا

مهندس موبایل

::جستجوی دل::
:جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

::لوگوی راز دل::
راز دل
::اشتراک گاهنامه راز دل::

نام:

ایمیل:

 
::آرشیو راز دل::