دانش، گنج بزرگی است که فنا نمی پذیرد . [امام علی علیه السلام]

خانه | ارتباط | مدیریت | درباره من | بازدید امروز:7

جودی :: جمعه 25 شهریور 1384:: 8:42 صبح

دیشب با یک میلیاردر قرار ملاقات داشتیم. تا به حال با همچین فرد ثروتمندی اینطوری برخورد نداشتم. خیلی واسم جالب بود. بسیار خوش برخورد و معمولی. اگه بیرون میدیدیش فکرشم نمی کردی که این فرد یک میلیاردر باشه و صاحب کلی پروژه برجی و نماینده چند تا شرکت خارجی و ... و از همه مهمتر اینکه با تلاش بسیار زیاد خودش در جوانی به اینجا رسیده باشه. هر روز ساعت 6 صبح میره سر کارش. به گفته خودش هم سن ما که بوده در هفته دو شب بیشتر نمی خوابیده و فقط با دو ساعت خواب در روز همش کار می کرده. بابا ایول. بدون هیچ غروری خودش رفت واسمون چایی ریخت و آورد. کمتر پولداری اینطوری پیدا میشه. و البته اکثر پولدارایی که با زحمت خودشون بیشتر داراییشون رو بدست آوردن اینطورین و درصد بالایی که از باباشون بهشون ارث رسیده مغرور و خود خواه. این فردی است که بسیاری از پولدارای درجه یک مشهد هم اونو به عنوان مشاور خودشون و فرد مورد اعتماد خودشون قبولش دارن. خیلی برام جالبه که از تجاربش استفاده کنم. حتی ما رو هم دوستانه راهنمایی می کرد. البته قراره از این به بعد بیشتر ببینیمش و شایدم هر روز. خیلی معمولی باهامون صحبت می کرد یا به قولی مشهدی و خودمونی. البته خوب مسلما جاهای دیگه کلاس کارش رو حفظ می کنه. خلاصه اینکه خیلی باهاش حال کردم. مرد جالبی بود. همیشه ار خدا میخوام که منم یه روزی میلیونری چیزی شدم خودمو گم نکنم و غرور نگیرتم. خیلی وحشتناکه. خدا خودش مراقبمون باشه.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 20 شهریور 1384:: 11:19 عصر

چقدر از خودم بدم میاد وقتی که کنار پیاده رو فردی به طوری تاسف آور افتاده که حتی معلوم نیست که زنده است یا مرده، بی تفاوت از کنار اون رد میشم و به مسیر خودم ادامه میدم.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 6 شهریور 1384:: 2:10 عصر

سلام. من یه ساعت پیش رسیدم. دوباره سر فرصت به همه سر میزنم. فعلا خیلی خوابم میاد. گود بای!


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: دوشنبه 24 مرداد 1384:: 5:36 صبح

ده روزی نگاه این ساعت کنین تا من برم مأموریت و برگردم.




بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: دوشنبه 24 مرداد 1384:: 5:23 صبح

چون زلف تو ام جانا، در عین پریشانی
چون باد سحرگاهم، در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی
خواهم که تو را در بر بنشانم و بنشینم
تا آتش جانم را بنشینی و بنشانی
ای شاهد افلاکی در مستی و مهجوری
در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی
من زمزمه عودم، تو زمزمه پردازی
من سلسله موجم، تو سلسله جنبانی
از آتش سودایت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نسپاری و بسپاری
کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت، کو چشم رهی جویت
روی از من سرگردان، شاید که نگردانی


شعر از: رهی معیری


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 16 مرداد 1384:: 11:27 عصر

تا به حال به صداهای اطرافتون گوش کردین؟ تا به حال روی جملاتی که از این و اون میشنوین فکر کردین؟ همین جملات معمولی رو میگم ها! با کمی دقت به این صداها و جملات متوجه میشین که اکثر اونها ناراحت کننده اند. بسیاری از حرف هایی که دیگه در بین مردم جا افتاده و راحت به هم میگن و از اونها استفاده می کنن! من بسیاری از این جملات رو نوشته بودم و روی اونها هم فکر کردم. متاسفانه خجالت کشیدم اونها رو اینجا بیارم. با شنیدن جملاتی که بیان میشه و با شنیدن لحن گفتار میشه متوجه خیلی چیزها در مورد شخص گوینده شد. کافیه کمی استعداد روانشناسی داشته باشید. متاسفانه بسیاری از مردم با لحن و گفتاری بی ادبانه، جسورانه و طلبکارانه با دیگران صحبت کرده و موجبات سوء تفاهمات بسیاری را فراهم می آورند. شاید قصد خودشون این نباشه اما طرز و لحن گفتار کار رو خراب می کنه. البته دور از جون خوانندگان عزیز وبلاگ راز دل.


شاید بعضی ها این امر رو نپذیرن و به اون ایمان نداشته باشن اما مطمئن باشید که منشأ بسیاری از گرفتاریها و مشکلاتی که در زندگیمون پیش می آید بازتاب همان رفتار نامناسب با اطرافیان و دوستان و سایر مردم است. مگر مهربان بودن و مهربانی کردن چقدر سخته؟ مگر مراقب زبان و رفتار بودن چقدر سخته؟ و بدترین طرز تفکر اینه که ما بگیم:« چرا من؟ چرا اول من؟ چرا من خوب باشم و اون نباشه؟ » بدترین طرز تفکر اینه که ما انتظار داشته باشیم اول به ما خوبی بشه تا بعد ما خوبی کنیم. اگه ما نتونیم از عهده خودمون بر بیایم چطور می تونیم از دیگران انتظار داشته باشیم. خواهش می کنم بیاین این طرز تفکر رو از ذهنمون دور بریزیم. چرا ما در بسیاری از صحبتهامون به دیگران طعنه میزنیم و یا اینکه اونها رو به تمسخر می گیریم و یا به قول معروف اونها رو ضایع می کنیم. مسلما ضایع کردن دیگران لذت بخش هست اما آیا این لذتی نفسانی و شیطانی نیست؟ شایسته ترین افراد کسانی هستن که مراقب کوچکترین اعمال و افکار خودشون باشن و خودشون و در حقیقت نفسشون رو به خوبی کنترل کنن. چرا ما جزء شایسته ترین ها نباشیم. کنترل نفس و ذهن و فکر حتی ما رو در مسائل مالی و اقتصادی هم یاری خواهد کرد و موجبات پیشرفت و موفقیت روز افزون ما رو فراهم می کنه.


بیاید از نزدیک ترین زمان برای آغاز محبت و مهرورزی بدون منت و بدون انتظار و چشم داشت پیش قدم بشیم و با خوب صحبت کردن و با شادی و احترام رفتار کردن، رئیس جمهور کشورمون رو در انجام اصل مهم محبت و مهرورزی یاری کنیم. حق یارمان ان شاء الله.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 9 مرداد 1384:: 11:44 عصر



















































































دگر ها شنیدستی این هم شنو و رستم شنو virus کنون رزم
بگفتا به رستم که ای نیک زاد داد disk که اسفندیارش یکی
افراسیاب site که بگرفتم از ناب file باشد یکی disk در این
که من گشنه ام نان سنگک بیار چنین گفت رستم به اسفندیار
که من نان سنگک ندارم به کف جوابش چنین داد خندان طرف
که هم نان و هم آب باشد در آن هان disk برو حال می کن بدین
شتابان به دیدار رایانه اش تهمتن روان شد سوی خانه اش
اش Power بزد ضربه بر دکمه اش Mini Tower چو آمد به نزد
اش گذاشت drive را در disk مر آن دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
گرفت root diskette از list یکی نکرد هیچ صبر و نداد هیچ لفت
آنجا و اجرا نمود enter بزد بود file دیدش یکی disk در آن
ابا فیلم و موزیک و شرح و بیان شد پس از آن عیان demo کز آن یک
که رستم در آن ماند مبهوت و منگ hang اش کرد system به ناگه چنان
کرد همان شد که بود hang همی نمود reset چو رستم دگر باره
ز بخت بد خویش فریاد زد تهمتن کلافه شد و داد زد
بیامد که لیسانس رایانه بود چو تهمینه فریاد زستم شنود
و آن برنامه ی خوشگلش disk از آن بدو گفت رستم مشکلش
آورد به پیش bootable یکی دیسک چو رستم بدو داد قیچی و ریش
بر آورد و آن را اجرا نمود بود disk اندر آن toolkit یکی
چو کودک که گردد پی مادرش اندرش hard ،toolkit همی گشت
پی حذف امضای ایشان شتافت یافت virus به ناگه یکی رمز
بر انداختش boot sector مر از را خوب بشناختش virus چو
bit گشت هشتاد byte که هر toolkit یکی ضربه زد بر سرش
تهمتن به رایانه زد بوس را را virus به خاک اندر افکند
که این بار بگذشت از پل خرش چنین گفت تهمینه به شوهرش
ز رایانه هرگز تو صحبت مکن دگر بار اما خریت مکن
از اسفندیار disk نگیرد دگر قسم خورد رستم به پروردگار

بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 7 مرداد 1384:: 11:41 عصر


































تا صبح با یاد تو، پرسه در خیابانامشب دلم ابری ست، دارد میل باران
خم می شود پشتم به زیر حجم بارانبر دوش ذهنم کوله بار خاطرات است
فصل بهاران رفته و آمد زمستاندور از اجاق دست هایت، سرد سردم
در لابلای حس من، هستی تو پنهاندر جای جای نبض من دل می زنی تو
خود مانده ام بی دل به دامان بیابانمن یک جهان دل زیر پایت فرش کردم
!بسیار دشوار است، دل کندن، نه آسانبا آن همه نامهربانی کز تو دیدم
در نا کجا آباد غم، در دیر مستاندیدم چه ارزان عاشقان را می فروشند
!گم کرده اند ما را و می جویند یاراندنبال خود گشتم، نفهمیدی کجایم؟
دل می تپد بر دوش اسب سرخ توفانخوناب می بارد ز چشمان نگارین
شعر از: نگار نگارین

بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: چهارشنبه 29 تیر 1384:: 5:52 صبح

چقدر سخته یکی رو که خیلی دوستش داری و چند وقته ندیدیش و دلتم واسش یه ذره شده نتونی ببینی و نتونی حتی احوالشو بپرسی در حالی که فاصله تو و اون تنها به اندازه یک خواستن باشه.


 


دوباره سبز می شوم، چو می کنم هوای تو
دلم هماره می تپد، برای تو، برای تو
حضور عشق صاف تو، زلال بی کرانه است
تمام هستی ام شود نثار خاک پای تو


از شوق تو سرشارم، زین عشق نپرهیزم
لیلایی و شیدایم بر دامنت آویزم
سودا زده ام جانا، یک لحظه مرا دریاب
من غرق تمنایم، با خلق نیامیزم


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: دوشنبه 13 تیر 1384:: 5:37 صبح

دیروز برای اولین بار مقاله ای از من در یک هفته نامه به چاپ رسید. مقاله ای با عنوان « تجارت الکترونیک، رونق اقتصاد و کاهش هزینه ها » که یک صفحه کامل از هفته نامه رو به خودش اختصاص داده بود. سر دبیر هفته نامه هم بسیار تاکید داره که حتما با من قرارداد ببنده تا بخشی از مقالاتشون را تامین کنم. خدا رو شکر که تا حد قابل قبولی سعی کردم جوونیم هدر نرفته باشه.


راستی دیشب هم صحنه زیبایی رو دیدم. صحنه فوتبال بازی کردن دو پسر یچه که یکی از آنها معلول بود و با دو چوب زیر بغل از دروازه خودش دفاع می کرد و بازی اونها سراسر ذوق و خنده بود.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: شنبه 4 تیر 1384:: 10:33 عصر

خدا را سپاس.


درود بر شما. درود بر شما مردم غیور و عزیز ایران. درود بر شما که چه زیبا آفریدید! حماسه ای بزرگ که تمام دشمنان خارجی و گمراهان داخلی را انگشت به دهان گذاشت. مردم بزرگ، فهمیده و هوشیار ایران زمین، با تمام وجود فریاد میزنم « دوستتان دارم ». طی دیشب و امروز بارها اشک شوق در چشمان حلقه زد. امروز رفتم حرم امام رضا (ع). فقط به خاطر شما. برای همتون دعا کردم. برای همه مردم ایران و به نیابت از همه مردم عزیز نماز زیارت خواندم. زیارتتان قبول ان شا الله.


ای ایران ای مرز پر گوهر، جان من فدای خاک پاک میهنم.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 3 تیر 1384:: 7:40 صبح

غـرور


صفتی که موجب فنا میشود


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

::اوقات شرعی به افق مشهد::
::تعداد کل بازدیدها::

23240

:: ترانه ::



::دوستان راز دل::
سنگ صبور
مســافــر
بهارستان
حریـم دل
تیـــــراژه
آدمک ها
مـدیـنــــــه
هزاردستان
شب مهتابی
دوستان همدم
میترا خدای مهر
انجمن تفکر مبانی
یاد یاران سفر کرده بخیر
حرف هایی که بردل ماند
یادداشتهای پراکنده یک حوان
::وبلاگ های مفید::

دکتر علیداود پارسا

مهندس موبایل

::جستجوی دل::
:جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

::لوگوی راز دل::
راز دل
::اشتراک گاهنامه راز دل::

نام:

ایمیل:

 
::آرشیو راز دل::