طمع، حکمت را از دلهای دانایان می برد . [پیامبر خدا علیه السلام]

خانه | ارتباط | مدیریت | درباره من | بازدید امروز:6

جودی :: سه‏شنبه 22 آذر 1384:: 10:34 عصر

لاله گلزار رسالت رضاست
آینه سالار ولایت رضاست

نور خدا کز حرمش منجلی ست
از رخ آیینه ی شوق علی ست

نام رضا آیه ی زیبایی است
ذکر رضا فصل شکوفایی است

قبله گهم طاق دو ابروی یار
برده ز من طاقت و صبر و قرار

هدیه جز این عشق ندارم رضا
سر به ره شوق گذارم رضا

دست و دلم حلقه ی دامان تو
عقل مرا گوش به فرمان تو

آینه زین عشق صفا یافته است
رنگ گل سبز دعا یافته است

روی رضا قبله ی عشق خداست
آینه دار حرم مرتضاست

آینه ی باور هستی رضاست
گوهر رخشنده ی نور خداست

جان مرا شوق حیات است او
زمزمه ی سبز نجات است او

لمعه ای از نور رضا در فلک
گوش به فرمان رضا شد ملک

او گل باغ ازلم می شود
سرخی شرم غزلم می شود

لاله ی گلرنگ بهارم شده
نفحه ی گل در شب تارم شده

سبز ترین دشت غزل می شود
آیه ی زیبای ازل می شود

لاله ی رنگین دل حیدر است
نور دل و دیده ی پیغمبر است

یار من و یار من و یار من
روشنی چشم و شب تار من

اختر تابنده ی عشق است او
جز به درش بر که نماییم رو

آب حیات، در لب محبوب ماست
نادعلی، بر لب مجذوب ماست

ضامن آهوی دلم را ببین
جرعه ای از وصل رضا را بچین

زمزمه ساز لب سرخ دعاست
زمزم اشکم، گل نام رضاست

او حرمش بوی خدا می دهد
او دل غمدیده شفا می دهد

سلسله جنبان دعا می شود
معجزه با امر خدا می شود

تیره منم، نور ولایت تویی
آینه سالار صداقت، تویی

با تو بهار است گلستان من
سبز شود خوشه ی دیوان من

قبله ی من ای تو عزیز خدا!
بنده ی درگاه توام، یا رضا!

سبزترین باغ دعاهای من!
غیر تو گو چیست؟ تمنای من

ای تو زلال دل زمزم رضا
نیست مرا غیر تو محرم رضا

نام رضا سبز کند خرمنم
از می عشق است، که دم می زنم

عشق تو برده است مرا تا خدا
دست خدا سوی تو دارم، رضا!

هر نفسی ذکر رضا می زنم
بال و پری سوی شما می زنم

برده ای از دست قرار مرا
با تو پر از عطر گلم، یا رضا

تا که به شوق تو قلم می زنم
از لب عشق است که دم می زنم

عاشق درگاه رضا شد نگار
رفته ز کف تاب و توان و قرار

در حرمت گر به حضورم رضا!
مست ز سرچشمه ی نورم، رضا!

شعر از: نگار نگارین





بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: دوشنبه 14 آذر 1384:: 10:45 عصر

اه. خیلی پسر بدی هستم خیلی. درس نمیخونم. آخه چطور با این همه پروژه و پیشنهاد کاری جلوی وسوسه رو بگیرم و وقتم رو واسه درس خوندن بذارم. از بس گرم کارم بودم یادم شد جمعه گذشته برم سر جلسه کنکور. آخه از این افتضاح تر هم میشه.


از همه دوستای عزیزم که تو این مدت بهشون سر نزدم خیلی عذر میخوام. قول میدم طی دو سه روزه آینده به اکثر دوستان سر بزنم و این راز دل بیچاره رو هم آپدیت کنم.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: سه‏شنبه 1 آذر 1384:: 3:26 عصر

دومین نمایشگاه اله سیت (اله سیت 2005) در مشهد هفته آینده یعنی 9 آذر ماه شروع میشه و ما هم به عنوان یکی از شرکت های ICT و پیشرو در فعالیتهای شهر و دولت الکترونیکی در این نمایشگاه حضور خواهیم داشت. برم که خیلی کار داریم. شب و روز باید بیدار باشیم.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: سه‏شنبه 17 آبان 1384:: 12:50 صبح

بعد از مدتها مریم رو دیدم. نزدیک 10 سالی میشد که ندیده بودمش. چقدر خانم شد بود. اومده بود که بشه منشی شرکت ما. با دیدن اون یاد دوران کودکی افتادم. یادش بخیر.  من و حمید و تکتم و مریم با فاطمه بزرگه و فاطمه کوچیکه. چقدر باهم بازی می کردیم. من و فاطمه بزرگه که یک سال از باقیه بزرگتر بودیم میشدیم بابا و مامان باقیه هم میشدن بچه هامون. اونوقت خاله بازی می کردیم. وای چه دورانی بود. من دوچرخه کوچیکمو سوار میشدم و مثلا میرفتم سر کار و وقتی بر میگشتم خانم خونه به همراه دختر خانمها تو ظرفای کوچولو واسم چایی و ناهار می آوردن.  لوازم خونه کوچولو. چه دوران به یاد ماندنی یی. چقدر قایم موشک بازی می کردیم. و بالا بلندیها. یه روز با هم می جنگیدیم و قهر می کردیم دوباره فرداش می اومدیم با هم بازی می کردیم و همه چی یادمون میشد. سر شب که میخواستیم بریم خونه این شعرو میخوندیم: « نخود نخود هر که رود خانه خود، لوبیا لوبیا فردا صبح زود بیا ». تولد هر کدوممون که میشد باقیه واسش کادو می گرفتن و میرفتن جشن تولدش. یادش بخیر. اما حالا همه بزرگ شدیم و هر کسی به راه خودش. حمیدم که دانشگاش تموم شده و الان رفته سربازی. دیگه خیلی کم بهم سر میزنیم و احوال همو میپرسیم یا بهتر بگم اصلا بهم سر نمیزنیم. تازه اگر ما هم واسه شرکتمون دنبال منشی نمی گشتیم احتمالا تا چند سال دیگه هم چشمم به مریم خانم نمی افتاد. ای از دست این دنیا. روزگار غریبی است نازنین.  


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: دوشنبه 9 آبان 1384:: 5:30 صبح

راستش نمیخوام دلتونو آب کنم ولی نمیدونین وقتی نیمه شبهای ماه رمضون خانوادگی میریم حرم امام رضا (ع) چه حالی میده. اصلا فکر میکنم خیلی از خانواده های مشهدی این کارو می کنن. یادش بخیر قدیما که من کوچولو بودم حدود 7 – 8 ساله، تو محله قبلیمون هر سال ماه رمضون نصفه شبها چند تا از همسایه ها جمع می شدیم و همگی با هم میرفتیم حرم و بعد واسه خوردن سحری برمیگشتیم خونه. خیلی یادش بخیر چه حالی میداد. ما هم که چند تا بچه هم سن و سال. چه شوری داشت. وای نمیدونین آدم وقتی میره حرم اصلا دیگه نمیدونی چی باید به امام رضا بگه. من یکی که می مونم. ممکنه نیم ساعت همینطور روبروی ضریح واستم و فقط نگاه کنم. و گه گاهی پیش میاد که کمی هم خودمی با امام حرف میزنم. وقتی هنوز پیش امام نرفتی با خودت میگی میرم ازش فلان چیزو میخوام فلان کارو میخوام ولی وقتی آدم میره اونجا و اون همه بزرگی و شکوه رو میبینه زبونش بند میاد. اصلا دیگه خواسته هاتو فراموش میکنی. بعد از کلی فکر کردن و مم مم کردن یکی دوتاش یادت میاد. تازه بعضیاشم تکراریه یعنی هر چی گفتی یه بار دیگه هم دو دقیقه پیشش گفتی. جالبه نه؟! وقتی میبینی زائرای مختلف امام رضا که از هر نوع و در هر لباسی  هستن چطوری دارن زارزار میزنن و با امام خودشون صحبت می کنن دیگه از خودت چیزی یادت نمیاد. مخصوصا این آخرین بار که رفتم یه پیرمردی رو دیدم که مشخص بود معلول جسمی و روانی است من که متوجه حرف زدنش نمیدشم ولی مشخص بود که داره به زبون خودش با امام رضا درد دل می کنه. اگه بدونین اونوقت چه حالی بهم دست داده بود دلم میخواست در برابر اون آب بشم برم زیر زمین. واسه همین چیزاست که میگم آدم اونجا حرف زدن یادش میره. خوب بگذریم. من هر وقت میرم حرم واسه همه دعا می کنم و از طرف همتونم نماز زیارت میخونم. شما هم هر جا هستین دعا یادتون نشه. راستش امروز خیلی حالم گرفته شد. میدونید چرا واسه اینکه 15 گیگابایت از اطلاعات بسیار مهم و حیاتی روی سیستمم به خاطر یک اشتباه از بین رفت. اطلاعات مربوط به دو سال گذشته تا حالا اطلاعات مربوط به مشتریان و تمامی پروژه ها و خیلی چیزای دیگه. 3 تا از درایوام با هم ادغام شد و بعد هم فرمت. خیلی وحشتناکه خیلی. فعلا داریم اطلاعات رو با یک برنامه برمی گردونیم و الان حدود 18 ساعته که بازگشت اطلاعات طول کشیده و هنوز کامل نشده. حالا به درستی برگرده یا نه نمیدونم. خدا کنه درست بشه. ولی عجب درس عبرتی گرفتم که دیگه در گرفتن نسخه پشتیبان تنبلی نکنم. واسه من بیچاره دعا کنین که اطلاعات درست برگرده و گرنه کارم زاره.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: پنجشنبه 28 مهر 1384:: 10:7 عصر

بالاخره اثاث کشی کردیم. شرکت رو بردیم محل جدید. البته بعضیا خوشحال نشن جای دوری نرفتیم بازم تو همون خیابونیم. فقط کمی جا به جا شدیم. چه کنم دیگه مشکلات کاری باعث شده به زندگی هم نتونیم برسیم. ای بابا ای. روزگار غریبی است نازنین. خوب بگذریم. از اول ماه مبارک یک چیزی هست که منو آزار میده و تو دلم عقده شده که دلم میخواست یه جایی داد بزنم و این عقده رو بریزم بیرون تا الان وقت نشد. هر جا میری به هر کی میرسی و هر جوونی رو که میبینی متاسفانه یه جوری از روزه گرفتن تفره میره. نمیدونم تفره رو همینجوری مینویسن یا نه؟! یا یه جوری از نماز خوندن! ای خدای مهربون. آخه نمیدونم ما آدمای پر رو و بی مصرف چی داریم که اینقدر دوستمون داری و تحویلمون میگیری خدا جون. از یک طرف نماز نمیخونیم روزه نمیگیریم به حرفت نمی کنیم دروغ میگیم غیبت می کنیم و و و ... از اون طرف می گیم ای خدا فلان کارو واسم انجام بده. خدا دانشگاه قبولم کن خدا پولدارم کن خدا منو به عشقم برسون خدا امتحانم رو خراب نکنم خدا حال عزیزم خوب بشه خدا تو قرعه کشی برنده بشم خدا خدا خدا ... . ای بگردم سنگ پای قزوینو. آخه یکی نیست بهمون بگه تو که هی دم از دوست داشتن خدا میزنی چطور حاضر نیستی حتی یک کار کوچولویی که ازت خواسته رو انجام بدی و به حرفش کنی. تو که حتی حاضر نیستی برای رضای خدا نماز بخونی با روزه بگیری یا دروغ نگی و غیبت نکنی و حق کسی رو نخوری با چه رویی از خدا میخوای که حاجتت رو بر آورده کنه. چقدر دلم میسوزه وقتی این جوونا رو میبینم که به بهانه های واهی روزه نمی گیرن و حتی حاضر نیستن در این مورد فکر کنن و یا حرفی بشنون. یعنی حتی گوش هاشون رو هم به روی واقعیت می بندن. ای خدای مهربون. چقدر تو بخشنده ای و بخشایشگر. راستش دیگه روم نمیشه چیزی بگم.


خدایا هر چه بینُم بی تو بینُم                    تو ر بینُم که در تو، تو نبینُم


همه بینُم جفا و رنگ و تزویر                       همو شیطون ر در پشتش ببینُم


ز دنیا دل ندارُم هیچ جایی                        خودُم اینجا اسیر و دلُم بند تو بینُم   


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: چهارشنبه 13 مهر 1384:: 11:53 عصر

بیماری نعمتی است الهی که بر بندگان خدا نازل می شود. بیماری باران بخشایش و ریزش گناهان است. خدایا تو را شکر می گویم که همیشه مرا به هر نعمتی مورد لطف و کرم و بخشایش خود قرار داده ای و این بار هم مرا با بار گناهان کمتری به میهمانی خود دعوت نموده ای.


البته به شرطی که دکتر آمپول نده.  آی.....! هنوز ردش درد می کنه.  


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: شنبه 9 مهر 1384:: 10:47 عصر

مسلما تا به حال نام مافیا رو شنیدین. شاید فیلمهایی که در گذشته بیشتر در مورد مافیا ساخته و پخش می شدند رو هم دیده باشید. به هر حال بازیهای کامپیوتری زیادی هم در خصوص مافیا و فعالیتهای ضد انسانی آنها ساخته شد. اما در حال حاضر نقش مافیا در جنایات سازمان یافته بین المللی بسیار کمرنگ تر شده و جای آن را مافیای آمریکا و در پشت آن رژیم ملعون صهیونیسم گرفته است. در مورد فعالیتهای ضد انسانی رژیم غاصب صهیونیستی هم که به صورت بلند مدت توسط کارشناسان و دانشمندان و سیاستمداران بزرگ آنها که جزء بزرگترین سرمایه داران جهان هستند برنامه ریزی می شود حتما شنیده اید. برنامه های بلند مدتی که برای تاثیر بر آینده سایر نژادها و انسانهای روی زمین به خصوص کشورهای جهان سوم و مسلمانان تهیه می شوند. دوست عزیزم جناب آقای برادران مدیریت محترم وبلاگ انجمن تفکر مبانی هم با مقالات مختلف در وبلاگ خود تا حدی به رسوایی این رژیم پرداخته اند که من باز هم از ایشان متشکرم. اما بحث من در مورد یک مافیای اقتصادی است که در کنار ما و در زندگی روزمره ما به راحتی در حال رشد است و آینده ای بسیار خطرناک را برای ما ورق می زند و معلوم نیست که سرچشمه این طرح از کجاست و توسط چه افراد و یا رژیمهایی و به چه قصد و هدفی برنامه ریزی شده است. به هر حال اگر هدف مثبتی هم بوده باشد که من فکر نمی کنم آینده ای بس اسف بار و خطرناکی را برای اقتصاد جهان سوم و در حال توسعه به همراه خواهد داشت.


مطمئنا همه شما نام گولد کوئست را شنیده اید. و احتمالا تا به حال هم توسط گروههای فعال آن برای پیوستن به این گروه پرزنت یا توجیه شده اید. شاید هم شما از افرادی باشید که متاسفانه به این گروه ها پیوسته اند. من هم بارها توسط این گروه ها پرزنت شده ام و در جلسات مختلف توجیهی و آموزشی آنها شرکت کرده ام. به جرأت می توانم بگویم که در هفته حدود دو سه بار دوستان با من تماس می گیرند و من رو برای شرکت در این جلسات دعوت می کنند.


توجیهات اقتصادی شبکه گولد کوئست:


مسائل و توجیهاتی که رهبران یا به قول خودشان لیدرهای این شبکه برای پیوستن به آن می آورند به این صورت است که شما با خرید یک محصول که حدود 500 دلار است عضوی از این شبکه خواهید شد و از سایر مزیتهای دائم آن استفاده خواهید برد. تمام سوالاتی که ممکن است برای شما پیش آید از قبل طرح شده و جواب آن هم حاضر است، تمام سوالات. هیچ سوالی نمی توانید طرح کنید که جوابی برای آن نداشته باشند. آنها خودشان به شما می گویند که محصولی که می خرید ارزش 500 دلار را ندارد اما خدمات یا پولی که شما ار بابت آن کسب خواهید نمود چندین برابر ارزش آن است. در این شبکه شما فقط کافی است دو نفر را راضی نمایید که از شرکت بین المللی (Quest International) QI خرید نمایند و زیر مجموعه شما در شبکه شوند و آنها را  به خوبی توجیه نمایید که آنها هم به خوبی شما دو نفر را زیر مجموعه خود سازند. و دیگر نگران هیچ نباشید. شبکه خود به خود رشد خواهد کرد و به ازای تعادل سه نفر در طرفین شما چکی به مبلغ 250 دلار از شرکت و از یک بانک معتبر آمریکایی برای شما ارسال خواهد شد و واقعا هم در صورتی که شما این فعالیت را انجام دهید چک برای شما ارسال خواهد شد و من هم این را تایید می کنم. مبلغ دریافتی شما از شرکت با رشد شبکه آنقدر رشد خواهد کرد تا زمانی که به 5000 دلار در هفته برسد و آنگاه ثابت خواهد ماند و دیگر شما تا آخر عمر این مبلغ را دریافت خواهید کرد. به دلاری 850 تومان این مبلغ برابر 4 میلیون و 250 هزار تومان در هفته می باشد. و اگر همه چیز طبق برنامه پیش رود شما به سرعت یک میلیونر خواهید شد. اگر احتمالا فردی در زیر مجموعه شما هم کارش را به درستی انجام ندهد شما خودتان می توانید طرفین او را کامل کنید. اگر از لحاظ حرام و حلالی آن هم بپرسید شما را توجیه کرده و نامه هایی را از علما و مراجع به شما نشان خواهند داد که عدم ایراد در آن به شما ثابت خواهد شد. در خصوص دریافت جنس خریداری شده و راه رسیدن آن به شما و کسب پول هایتان و حتی احتمال کلاهبرداری در آن هم پاسخ هایی بسیار منطقی و قابل قبولی برای شما خواهند آورد که جای هیچ شک و شبهه ای را برای عضویت در آن باقی نخواهد گذاشت. و من هم کاملا آنها را در امنیت مالی تایید می کنم. فقط باید گروهی را که می خواهید عضو شوید بیشتر بشناسید و قبل از عضویت چند بار در جلسات آموزشی آنها شرکت نمایید.


کمی درباره شرکت QI:


تمام آموزشهای شرکت QI در سطح جهان به عهده شرکت دیگری می باشد که کار سازماندهی این آموزش ها در زمینه چگونگی فعالیت اعضای آن و نحوه عضو گیری را انجام می دهد. حتی سی دی های آموزشی آن که به فارسی ترجمه شده اند رو هم می تونید در دست لیدر های این شبکه ببینید. این آموزشها به صورت خیلی گسترده در کشورهای آسیایی مثل مالزی، فیلیپین، اندونزی، هند و پاکستان اجرا می شود و در ایران هم به صورت نه علنی و خانه به خانه اجرا می گردد. بزرگترین بازاریابها برای شرکت QI مشتریان آن یعنی خود مردم هستند. نیروی تمام نشدنی مردم که با هر بازاریابی پورسانت خود را می گیرند. سیستم جالبی است نه؟! محصولات شرکت گولد کوئست که یکی از شرکتهای زیر مجموعه شرکت بزرگ QI می باشد بیشتر اجناس لوکس و زینتی هستند. این اجناس برای جوامع و علائق مختلف تهیه می شوند تا تمام مردم را مشتری خود سازند. از سکه ها و یا ساعت هایی با نقش کعبه و قدس گرفته تا پاپ ژان پل دوم و حتی تصویر امام راحل (ره) عزیز ما ایران. این شرکت به مناسبتهای مختلف محصولات خود را شامل تخفیف هم می کند. حتی زمان فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و یا زمان عید نوروز. می بینید آن شرکت بین المللی چقدر به فکر سود ما مسلمانان و حتی ایرانیان هم هست؟! و آیا واقعا آن شرکت به فکر ماست؟! بر روی علائم تعجب بیشتر تأمل کنید. آیا تا به حال تحقیق نموده اید که فعالیت این شرکت در کشورهای آمریکایی و اروپایی تا چه حد است و تا چه حد میان مردم آن کشورها رواج یافته است؟! بهتر که بنگری متوجه می شوی که در طبقه بندی این شرکت کشورهای آسیایی و مسلمان و جهان سوم به چند طبقه تقسیم شده اند. ابتدا کشورهای توسعه یافته ای مثل مالزی، اندونزی، هند و ... و بعد کشورهایی مثل ایران، پاکستان و کشورهای آسیای میانه و مسلما بعد هم نوبت کشورهایی مثل افعانستان و عراق خواهد بود. البته من از کیفیت و کمیت فعالیت آن در قاره آفریقا بی خبرم که حتما در آنجا هم خبرهایی هست چرا که آنها بیشتر به پول احتیاج دارند. یکی از نمایندگی های مهم آن در خاورمیانه هم در شهر دبی است که اجناس خریداری شده ایرانیان هم به آنجا ارسال می شود.     


عیوب خطرآفرین شبکه گولد کوئست:


ابتدا من با خودم می گفتم که خوب تنها ایراد این طرح این است که مردم تنبل شده و به مفت خوری و خوردن و خوابیدن عادت می کنند اما باز می گفتم که خوب مسلما بعضی از افراد هم به جای اینکه پولهایشان را ولخرجی کنند در صنعت و علم و دانش و پیشرفت کشور سرمایه گزاری خواهند کرد و با دریافت پورسانتهای بازاریابی ارز وارد کشور خواهد شد و در نتیجه وضع اقتصادی مردم کشور خوب خواهد شد. اجازه بدید از دید افراد متفاوت به گولد کوئست بنگرم. من فرد تنبل و ولخرج و راحت طلبی هستم. چند ماهی را در این شبکه فعالیت می کنم تا درامدم به حد مناسبی برسد و دیگر بی خیال کار و آینده شروع به استفاده از پولهایم می کنم و به استراحت می پردازم. مسافرت می روم. ولخرجی می کنم و ... . پول هم همینطور از شرکت QI برای من ارسال می شود و تمامی نخواهد داشت. حال در نظر بگیریم که من فردی متفکر، صاحب اندیشه و آینده نگر باشم. پول هایی که از شرکت QI در خواهم آورد را در جاهای مختلفی سرمایه گزاری می کنم تا چند برابر شوند. شرکت ها و کارخانجات بزرگ می سازم. در بورس سرمایه گزاری می کنم. صادرات و بازرگانی خواهم داشت و و و ... . خوب چه کار خوبی؟ نه؟! اما این کارها تا کی طول خواهد کشید؟ اگر شبکه گولد کوئست چنان در میان مردم رواج پیدا کند و حتی دامنه ها و زنجیره های آن از طریق کشور ما به کشورهای همسایه نفوذ پیدا کند و سطح درآمد مردم از این راه به حد خوبی برسد مثلا به جای هفته ای 5000 دلار هفته ای 500 دلار در نظر می گیریم یعنی هفته ای 425 هزار تومان و ماهی یک میلیون و 700 هزار تومان با دلار 850 تومان، دیکر چه کسی در کارخانه و شرکت من کار خواهد کرد؟ آیا کارگری که خودش هفته ای 500 دلار دریافت می کند با چه حقوقی حاضر است برای من کار کند؟ آیا دیگر کارگری وجود خواهد داشت؟ فقط کافی است کمی فعالیتش را در شبکه بیشتر کند تا حقوقش چند برابر شود. آیا دیگر کسی حاضر می شود در ادارات دولتی کار کند در حالی که از شرکت QI پول دائم العمر می گیرد؟! مسلما کسی حاضر نخواهد شد. و به این ترتیب چرخه ی اقتصاد کشور ما و هر کشوری که در این منجلاب فرو رفته فلج خواهد شد و مردمش به راحتی برده ی شرکتی به نام QI شده اند که معلوم نیست متعلق به چه کسانی است و با چه اهدافی ایجاد شده است؟! این بدترین نوع حمله به کشورها و ملل دیگر است که قصد نابودی آنها را داریم. چرا که با دست و میل خودشان گورشان کنده خواهد شد. امیدوارم در پشت پرده این ماجرا صهیونیسم غاصب و جانی و نژاد پرست نباشد که البته بعید هم به نظر نمی رسد. که می تواند ثابت کند ؟!!!


حال که ما آینده خطرناک فعالیت این گروه و گروه های مشابه آن را می دانیم یک خیانت واقعی و بزرگ به خود، کشور خود و از همه مهمتر نسل آینده خود کرده ایم اگر به عضویت در آن تن در دهیم و خود را و در اصل نسل آتی را برده ی آن سازیم.


در پایان در مورد فعالیت سایت ایران بین هم این مطلب را می گویم که این سایت ایرانی هم اگر عضویت در آن به خاطر حقوق 512 هزار تومان در روز باشد هدف خوبی نیست. من خودم هنوز عضو آن نیستم آما شاید به خاطر خدمات خوب آن مثل تهیه کتاب با قیمت مناسب و ارائه کارت اعتباری به زودی عضو آن شوم.


از اینکه این مقاله را به دقت مطالعه نمودید و خستگی بر تنتان نشسته از شما تشکر و عذر خواهی می کنم. امیدوارم کار مفیدی برای آینده کشور عزیز و همیشه پیروز و سرافرازم ایران انجام داده باشم. در پناه حق باشید.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: یکشنبه 3 مهر 1384:: 10:54 عصر

موفقیت نتیجه ی یک داوری خوب است و داوری خوب، نتیجه ی یک تجربه و تجربه، اغلب نتیجه ی یک داوری اشتباه است.


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

جودی :: جمعه 1 مهر 1384:: 11:1 عصر

آخیش. چقدر دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود. عجب هفته خسته کننده ای بود این هفته. حتی وقت نکردم ایمیلهامو به درستی چک کنم. از همه دوستانی هم که بهشون سر نزدم عذر میخوام امیدوارم شرایط منو درک کنن. از همون روز اول هفته یه روز راحت نداشتم. ولی خیلی حال کردم. سه روز و دو شب بی خوابی کشیدم تا یک پروژه فوری رو تمومش کردم. و به نحو احسنت هم انجامش دادم. خیلی عالی و خیلی هم از کار خودم راضیم. دمت گرم جودی جون. خیلی باحالی. خوشمان آمد. تازه یک کاره بهتر هم انجام دادم. به سفارش یکی از مراکز آموزشی معروف کشور که همتون هم تا به حال اسمش رو شنیدین یک دوره آموزشی دو ساله ی دانشجویی رو به مدت 2400 ساعت آموزشی و کارورزی برنامه ریزی کردم که اگه این دوره رو اجرا کنن پیشرفته ترین و تخصصی ترین دوره آموزشی است که برای اون رشته آموزشی در کشور تا به حال اجرا شده که خروجی اون برای ایران و جهان مناسب هستن. جودی خیلی کارت درسته...   قربانت. خودم میدونم.


از هفته آینده دیگه سرم خلوت تر میشه و می تونم به کارایی که بیشتر علاقه دارم بیشتر برسم. وای خدا جونم چه ذوقی دارم. با شروع فصل تحصیلی مرخصی من هم شروع میشه. با مزه ست نه؟


خدا رو شکر می کنم که تا به حال فقط و تنها فقط خدا در زندگی من نقش داشته و ان شا الله تا آخر عمر هم همینطور خواهد بود. و همینطور خدا رو شکر می کنم که من هم تا به حال در زندگی کسی نقش نداشته و دوست هم ندارم که داشته باشم. چرا که فقط و تنها فقط خود فرد هست که می تونه نقش زندگی خودش رو بازی کنه.


و حال من و تو می تونیم در زندگی دنیوی که با هم می سازیم نقش بازی کنیم و فیلم پخش زنده ای رو بسازیم که الگوی همگان باشه. و تو در فیلم من، کاراکتر نقش اصلی رو داری. کاراکتری که بدون اون سکانس های فیلم به سختی و بدون کیفیت مطلوب اجرا خواهند شد. چرا که ...! و صحنه آخر فیلم، صحنه ی رویای دست یافتنی مرگ خواهد بود. بدرود ...


بالای صفحه
لینک بسیار مفید

::اوقات شرعی به افق مشهد::
::تعداد کل بازدیدها::

23239

:: ترانه ::



::دوستان راز دل::
سنگ صبور
مســافــر
بهارستان
حریـم دل
تیـــــراژه
آدمک ها
مـدیـنــــــه
هزاردستان
شب مهتابی
دوستان همدم
میترا خدای مهر
انجمن تفکر مبانی
یاد یاران سفر کرده بخیر
حرف هایی که بردل ماند
یادداشتهای پراکنده یک حوان
::وبلاگ های مفید::

دکتر علیداود پارسا

مهندس موبایل

::جستجوی دل::
:جستجو

با سرعتی بی‏نظیر و باورنکردنی
متن یادداشت‏ها و پیام‏ها را بکاوید!

::لوگوی راز دل::
راز دل
::اشتراک گاهنامه راز دل::

نام:

ایمیل:

 
::آرشیو راز دل::