البته الان ديگه شب شده ولي خوب گفتم روز پرستار رو به همه پرستاران زحمتكش و مهربون به خصوص دوست خوبم مسافر تنها تبريك بگم. ان شا الله كه خداي عزيز خودش ميدونه چه پاداشي براي اين بزرگان در نظر بگيره.
واقعا كه دوستاي خوب نعمتي هستن ها. بيچاره سارا كه باز هم من مزاحمش شدم و فرستادم بره توي نمايشگاه كتاب تهران سرگردون بشه و از كار و زندگي انداختمش تا 4 تا كتاب واسم گير بياره و بخره و بفرسته. خدا خيرش بده بازم كم نذاشت و منو شرمنده تر از قبل كرد. ان شا ا... كه هميشه سلامت و خوشبخت باشه.
حالا يكم هم از خودم بگم. منم كه فشار كاري 2-3 روزه كه يه فكرايي انداخته تو سرم. تا ببينيم آخر عاقبت كار ما چي ميشه؟! خدايا به اميد تو.